حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2355
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
از اين قدرت نتيجهاى نگرفت . چون آنتونيوس با بىطاقتى ميخواست زمستان را با ملكهء مصر بگذراند ، جنگ را قبل از موسم مناسب شروع و در هر كار عجله كرد . حال او حال كسى بود ، كه قادر نباشد عقل را به كار برد ، يا چيزى به او خورانده و يا با جادو و سحر او را تسخير كرده باشند . همواره نظر خود را به طرف اين زن مىافكند و بيشتر در فكر اين بود ، كه زودتر خود را بملكه برساند . او ميبايست در قشلاقهاى ارمنستان اردو زند و بقشونى ، كه هشت هزار استاد ( 266 فرسنگ ) را پيموده بود ، استراحت بدهد و قبل از اينكه پارتيها از اقامتگاههاى موقّتى خود بيرون آيند ، ماد را در اوّل بهار تصرّف كند ، ولى بجاى اين اقدامات او قشون خود را مجبور كرد ، حركت كند و ارمنستان را در طرف چپ خود گذاشته ، بآذربايجان درآمد و آن را غارت كرد . او آلات محاصره و قلعهگيرى را بر سيصد ارّابه حمل كرده بود . در ميان اين آلات اسبابى داشت ، كه طول آن هشتاد پا بود و اگر يكى از اين آلات ميشكست ، مرمّت آن امكان نداشت ، زيرا در اين صفحات چوبى به اين طول و به اين سختى يافت نميشود . آنتونيوس بقدرى شتاب در شروع بجنگ داشت ، كه اين ماشين و آلات را باعث كندى دانسته آنها را در تحت نظارت صاحبمنصبى تاتيانوس « 1 » نام در محلّى گذارد و خود به طرف ( فراد ) رفت تا آن را محاصره كند ( اينمحل كرسى آذربايجان بود و آن را پرسپه ، كه مخفّف فراداسپ است ، نيز ناميدهاند ، محلّ مزبور را با تخت سليمان كنونى در 25 فرسنگى درياچه اروميّه از طرف جنوب شرقى مطابقت ميدهند ) . اين شهرى بود بزرگ ، و زنان و اطفال پادشاهان ماد ( آذربايجان ) در اينجا اقامت داشتند . در حين محاصرهء اين شهر ، آنتونيوس بآلات محاصره احتياج يافت و فهميد ، كه نياوردن آنها بدينجا چه خبطى بزرگ بوده . بنابراين وقت زيادى را در تدارك سنگرها و غيره گم كرد ( آنتونيوس ، بند 39 ) . فرهاد ، كه با قشونى زياد ميآمد شنيد ، كه آنتونيوس آلات محاصره را در عقب خود گذارده و بر اثر اين خبر سوارهنظامى را مأمور كرد ، رفته اين
--> ( 1 ) - Tatianus .